تحلیل تکنیکال چیست؟

چگونه با استفاده از تحلیل تکنیکال سرمایه‌گذاری بهتری داشته باشیم

از آنجایی که بازار ارزهای دیجیتال بسیار پرنوسان است، شما باید برای پیشبرد معاملات خود یک استراتژی داشته باشید. بسیاری از تریدرهای ارز دیجیتال برای ساخت استراتژی‌ به تحلیل تکنیکال روی می‌آورند. این نوع تحلیل با ارائه بینشی در مورد حرکات گذشته بازار ارزهای دیجیتال، به شما کمک می‌کند تا پیش‌بینی کنید قیمت‌ها در آینده به چه سمتی حرکت خواهند کرد.

به طور کلی، برای تصمیم‌گیری در مورد سرمایه‌گذاری دو روش اصلی وجود دارد:

قیمت یک دارایی منعکس‌کننده مجموع دانش کل فعالان بازار شامل تحلیل، دیدگاه‌ها و اقدامات آن‌هاست.


تحلیل تکنیکال چیست؟


برای درک نحوه استفاده از تحلیل تکنیکال در معامله ارزهای دیجیتال، باید از معنای آن آگاهی داشته باشید. تحلیل تکنیکال شامل استفاده از داده‌های واقعی قیمت در تلاش برای پیش بینی آینده بازار است. این کار شامل بررسی داده‌های آماری گذشته ارز دیجیتال موردنظر از جمله عواملی مانند حجم معاملات و حرکات قیمت است.

تحلیل تکنیکال یک روش معاملاتی است که برای ارزیابی سرمایه‌گذاری‌ها و شناسایی فرصت‌های معاملاتی در روند قیمت‌ها و الگوهای یافت شده در نمودارها به کار می‌رود. در واقع، تحلیل تکنیکال با نگاه به الگوها و ابزارهای تحلیل نمودار، نقاط قوت و ضعف ارز دیجیتال مورد نظر را یافته و بر اساس آن الگوهای آینده را پیش‌بینی می‌کند.

تحلیلگران تکنیکال بر این باورند که فعالیت‌های معاملاتی و تغییرات قیمت در گذشته می‌توانند شاخص‌های ارزشمندی برای حرکات قیمت در آینده باشند.

تحلیل تکنیکال ممکن است با تحلیل فاندامنتال که بیشتر به امور مالی شرکت توسعه‌دهنده توجه دارد، در تضاد باشد.

تحلیل تکنیکال چه کاربردی دارد؟

تحلیل تکنیکال بیشتر کمی و مبتنی بر معیارهاست. از آنجایی که تحلیل تکنیکال از مدل‌سازی ریاضی و آماری برای درک رفتار بازار و قیمت استفاده می‌کند، کاربردهای گسترده‌ای در معاملات ارزهای دیجیتال دارد.

تریدرهای دارایی‌های سنتی‌تر، از جمله سهام، کالاها، انواع ارزهای فیات، معاملات آتی و فارکس نیز از تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنند. فرآیند استفاده از تحلیل تکنیکال در هر یک از این موارد کاملاً مشابه استفاده از آن در مورد ارزهای دیجیتال است.

درک تحلیل تکنیکال

برخلاف تحلیل فاندامنتال که تلاش می‌کند ارزش یک سهم یا کالا را بر اساس نتایج تجاری مانند فروش و درآمد ارزیابی کند، تحلیل تکنیکال بر مطالعه قیمت و حجم معاملات متمرکز است. از ابزارهای تحلیل تکنیکال برای بررسی دقیق عرضه و تقاضا که بر تغییرات قیمت، حجم معاملات و نوسانات اثرگذار است، استفاده می‌شود.

تحلیل تکنیکال را می‌توان برای هر کالای قابل معامله‌ای که داده‌های معاملاتی آن در گذشته در دسترس باشد، استفاده کرد. این کالا می‌تواند شامل سهام، معاملات آتی، مواد خام و فلزات، جفت ارزهای فیات، ارزهای دیجیتال و سایر اوراق بهادار باشد. تحلیل تکنیکال در بازار کالاها و فارکس که معامله‌گران بر حرکات کوتاه مدت قیمت تمرکز دارند، رواج زیادی دارد.

بنیانگذار تحلیل تکنیکال

همانطور که امروزه می‌دانیم، تحلیل تکنیکال اولین بار توسط چارلز داو (Charles Dow) و با عنوان نظریه داو در اواخر دهه 1800 ارائه شد. چندین محقق برجسته از جمله ویلیام پی. همیلتون (William P. Hamilton)، رابرت رئا (Robert Rhea)، ادسون گولد (Edson Gould) و جان مگی (John Magee) به شکل گیری بیشتر مفاهیم نظریه داو کمک کردند. امروزه، تحلیل تکنیکال تکامل یافته و شامل صدها الگو و ابزار تحلیلی است که طی سال‌ها تحقیق توسعه یافته‌اند.

تحلیل تکنیکال با این فرض انجام می‌شود که فعالیت‌های معاملاتی و تغییرات قیمت در گذشته می‌توانند شاخص‌های ارزشمندی برای حرکات قیمت در آینده باشند. تحلیل‌گران حرفه‌ای اغلب از تحلیل تکنیکال به همراه سایر ابزارها استفاده می‌کنند. معامله‌گران خرد ممکن است تنها بر اساس نمودارهای قیمت و آمار تصمیم بگیرند، اما تحلیلگران حرفه‌ای به ندرت تحقیقات خود را تنها به یکی از دو روش تحلیل فاندامنتال یا تکنیکال محدود می‌کنند.

تحلیل تکنیکال سعی دارد حرکات قیمت هر آیتم قابل معامله‌ای را که در معرض عرضه و تقاضا قرار دارد از جمله سهام، اوراق قرضه، معاملات آتی و جفت ارزها را پیش بینی کند. در واقع، برخی تحلیل تکنیکال را صرفاً مطالعه عرضه و تقاضا می‌دانند که در حرکات قیمت بازار منعکس شده است. تحلیل تکنیکال معمولاً در مورد تغییرات قیمت به کار می‌رود، اما برخی از تحلیلگران موارد دیگری غیر از قیمت، نظیر حجم معاملات یا قراردادهای باز را هم مورد بررسی قرار می‌دهند.

برخی تحلیلگران به غیر از قیمت، حجم معاملات یا قراردادهای باز را هم مورد بررسی قرار می‌دهند.

ابزارهای متداول در تحلیل تکنیکال

صدها الگو و ابزار وجود دارد که توسط محققان برای پشتیبانی از تحلیل تکنیکال تولید شده‌اند. همچنین، تحلیلگران تکنیکال انواع مختلفی از سیستم‌های معاملاتی را برای کمک به پیش بینی و معامله در زمان تغییرات قیمت ساخته‌اند. برخی از شاخص‌ها (اندیکاتورها) در درجه اول بر شناسایی روند فعلی بازار، مانند مناطق حمایت و مقاومت متمرکز هستند و برخی دیگر بر تعیین قدرت یک روند و احتمال ادامه آن تمرکز دارند. معروفترین شاخص‌های تکنیکال و الگوهای نمودار شامل خط روند، کانال‌ها، میانگین متحرک و شاخص‌های مومنتوم هستند.

به طور کلی، تحلیلگران تکنیکال انواع گسترده‌ای از شاخص‌های زیر را بررسی می‌کنند:

تفاوت تحلیل تکنیکال با تحلیل فاندامنتال

تحلیل فاندامنتال و تحلیل تکنیکال، در دو انتهای یک طیف قرار دارند. هر دو روش برای تحقیق و پیش‌بینی روند آینده قیمت استفاده می‌شوند و مانند هر استراتژی یا فلسفه سرمایه‌گذاری، هر دو طرفداران و مخالفان خود را دارند.

تحلیل فاندامنتال روشی برای ارزیابی سهام، کالا یا ارز دیجیتال از طریق تلاش جهت سنجش ارزش ذاتی آن است. تحلیلگران فاندامنتال همه چیز را بررسی می‌کنند، از اقتصاد کلی و شرایط صنعت گرفته تا وضعیت مالی و مدیریت شرکت‌ها. درآمد، هزینه‌ها، دارایی‌ها و بدهی‌ها از مهم‌ترین شاخصه‌ها برای تحلیلگران فاندامنتال هستند.

میان طرفداران تحلیل تکنیکال و فاندامنتال اختلافاتی وجود دارد

تحلیل تکنیکال با تحلیل فاندامنتال از این جهت تفاوت دارد که قیمت و حجم معاملات تنها ورودی آن هستند. فرضیه اصلی این است که تمام فاندامنتال‌های شناخته شده در قیمت خلاصه می‌شوند. بنابراین، نیازی به توجه دقیق به آن‌ها نیست. تحلیلگران تکنیکال برای ارزیابی ارزش ذاتی یک سهم تلاش نمی‌کنند، بلکه در مقابل از نمودارهای سهام برای شناسایی الگوها و روندهایی استفاده می‌کنند که نشان می‌دهند آن سهم در آینده چگونه رفتار خواهد کرد.


آموزش تحلیل تکنیکال


فصل اول – پیش فرض‌ها

چارلز داو مجموعه مقالاتی را در مورد تئوری تحلیل تکنیکال منتشر کرد. نوشته‌های او شامل دو فرض اساسی است که همچنان به شکل چارچوبی برای معامله بر پایه تحلیل تکنیکال در آمده است.

  1. بازارها با مقادیر نشان‌دهنده عواملی که بر قیمت تأثیر می‌گذارند، کارا هستند.
  2. به نظر می‌رسد حرکات تصادفی قیمت بازار در قالب الگوها و روندهای قابل شناسایی حرکت می‌کنند که تمایل دارند با گذشت زمان تکرار شوند.

سه فرضیه در تحلیل تکنیکال

امروزه زمینه تحلیل تکنیکال بر اساس کارهای داو بنا شده است. تحلیلگران حرفه‌ای معمولاً سه فرضیه کلی را در این تحلیل می‌پذیرند:

  1. نمودار قیمت گویای همه چیز است: تحلیلگران تکنیکال بر این باورند که همه چیز، از اصول شرکت تا عوامل گسترده بازار گرفته تا روانشناسی بازار، از قبل در نمودار قیمت موجود هستند. این نقطه نظر با فرضیه بازارهای کارا (EMH) که نتیجه مشابهی راجع به قیمت‌ها فرض می‌کند، سازگار است. تنها چیزی که باقی مانده، تحلیل تحرکات قیمت است که تحلیلگران تکنیکال آن را محصول عرضه و تقاضا برای یک سهام خاص در بازار می‌دانند.
  2. حرکات قیمت در روندها: تحلیلگران تکنیکال انتظار دارند که قیمت‌ها، حتی در حرکات تصادفی بازار، بدون توجه به تایم فریم‌های مشاهده شده، روندهایی را نشان دهند. به عبارت دیگر، قیمت بیش از حرکات نامنظم، احتمالاً به روند گذشته ادامه می‌دهد. بیشتر استراتژی‌های معاملات تکنیکال بر اساس این فرض است.
  3. تاریخ تمایل دارد خودش را تکرار کند: تحلیلگران تکنیکال معتقدند که تاریخ تمایل به تکرار خودش دارد. ماهیت تکراری حرکت قیمت اغلب به روانشناسی بازار نسبت داده می‌شود که بر اساس احساساتی مانند ترس یا هیجان قابل پیش بینی است. تحلیل تکنیکال از الگوهای نمودار برای تجزیه و تحلیل این احساسات و حرکات بعدی بازار برای درک روند استفاده می‌کند. در حالی که بیش از 100 سال است که از انواع تحلیل تکنیکال استفاده شده، اما هنوز اعتقاد بر این است که در بازارهای امروزی هم کاربرد دارد، زیرا این تحلیل الگوهای حرکات قیمت را نشان می‌دهد که اغلب تکرار می‌شوند.

در فصل اول از مقاله‌های آموزش تحلیل تکنیکال توضیحات کامل‌تری درباره پیش فرض ها و تاثیر آن‌ها بر بازار صحبت رده‌ایم:

فصل دوم – انواع نمودارها

پرکاربردترین نمودارهایی که در تحلیل تکنیکال مورد استفاده قرار می‌گیرند، مشتمل بر سه نوع هستند:

  1. نمودارهای خطی (Line Chart)
  2. نمودارهای میله‌ای (Bar Chart)
  3. نمودارهای شمعی (Candlestick Chart)

نمودارهای خطی، ساده‌ترین نمودارها در تحلیل تکنیکال هستند که تنها قیمت نهایی معاملات را در هر بازه زمانی (تایم فریم) ثبت می‌کنند.

انواع نمودارها در تحلیل تکنیکال

نمودارهای میله‌ای می‌توانند نشان‌دهنده تغییرات قیمتی در تایم فریم مورد نظر باشند. هر میله شامل قیمت شروع معامله، قیمت بسته شدن، بالاترین و پایین‌ترین قیمت تایم فریم مربوطه خواهد بود. معمولاً میله‌ها توسط رنگ‌ها نشانه‌گذاری می‌شوند. مثلاً، اگر قیمت بسته شدن بالاتر از قیمت باز شدن باشد (صعودی)، میله به رنگ سبز یا سفید و اگر قیمت بسته شدن پایین‌تر از قیمت باز شدن باشد (نزولی) میله به رنگ قرمز یا سیاه نشانه‌گذاری می‌شود.

نمودارهای شمعی متداول‌ترین نمودارها در تحلیل تکنیکال هستند که اغلب تحلیلگران از آن استفاده می‌کنند. کار با نمودارهای شمعی راحت بوده و تفسیر آن‌ها نیز ساده‌تر از دو نمودار دیگر است. این نمودارها اطلاعاتی مشابه نمودارهای میله‌ای داشته اما به دلیل شکلشان کار با آن‌ها راحت‌تر است. نمودارهای شمعی صعودی یا نزولی نیز معمولاً با رنگ سبز و قرمز یا هر رنگ دلخواه دیگری متمایز می‌شوند.

در فصل دوم از سری مقاله‌های آموزش تحلیل تکنیکال به طور مفصل انواع نمودارهای قیمت را معرفی کرده‌ایم و نحوه خواندن آن‌ها را توضیح داده‌ایم:

فصل سوم – حجم معاملات

نمودار قیمت در تحلیل تکنیکال از دو محور افقی و عمودی تشکیل شده است. محور عمودی، قیمت را نشان می‌دهد. محور افقی نشان‌دهنده تایم فریم انتخابی است. به عنوان مثال، اگر نمودار از نوع شمعی و تایم فریم به صورت روزانه انتخاب شده باشد، هر شمع یا کندل بیانگر یک روز خواهد بود. در تایم فریم یک ساعته هر کندل بیانگر یک ساعت خواهد بود. به همین ترتیب، تایم فریم‌های مختلف از یک ثانیه تا به صورت ماهانه در پلتفرم‌های ارائه‌دهنده قابل دسترسی هستند.

حجم معاملات در نمودار قیمت در تحلیل تکنیکال

حجم معاملات نیز به صورت یک شاخص (اندیکاتور) در زیر نمودار قابل مشاهده خواهد بود. معمولاً حجم معاملات در هر تایم فریم به صورت نمودار میله‌ای نشان داده می‌شود. حجم معاملات خرید و فروش نیز با همان رنگ‌های انتخابی برای نمودارها از هم قابل تشخیص هستند. مثلاً، حجم معاملات خرید با رنگ سبز و حجم معاملات فروش با رنگ قرمز از هم متمایز می‌شوند. هر چه میله بلندتر باشد، نشانه آن است که حجم معاملات نسبت به تایم فریم قبلی بیشتر شده است.

تأیید روند با حجم معاملات

با استفاده از تجزیه و تحلیل حجم معاملات می‌توان قوت و ضعف یک روند را تشخیص داد. زمانی که حجم معاملات بالا باشد، امکان شروع یک روند جدید وجود دارد. پایین بودن حجم معاملات نیز می ‌تواند نشانه عدم تمایل معامله‌گران به انجام معامله در بازار باشد.

به عنوان مثال، در نموداری که سقف‌های بالاتر شکل گرفته اما حجم معاملات کاهش یافته، می‌توان دریافت که قدرت روند صعودی رو به کاهش بوده و احتمال تغییر روند وجود دارد.

در فصل سوم آموزش تحلیل تکنیکال به طور مفصل حجم معاملات و تاثیر آن بر روند قیمت را توضیح داده‌ایم:

فصل چهارم – خط روند

یکی دیگر از ابزارهای اصلی تحلیل تکنیکال که از اهمیت حیاتی برخوردار است، خط روند است. همانطور که از نام آن مشخص است، خط روند خطی است که برای شناسایی روند استفاده می‌شود.

یک تحلیلگر تکنیکال با ردیابی سقف‌ها و کف‌های نمودار، می‌تواند روند صعودی یا نزولی قیمت ارزهای دیجیتال را شناسایی کرده و استراتژی معاملاتی خود را بر این اساس تنظیم کند.

انواع خط روند در تحلیل تکنیکال

در تحلیل تکنیکال، روندها به سه دسته صعودی، نزولی و ساید وی (رنج) تقسیم می‌شوند. روند صعودی، روندی است که در آن هر سقف بالاتر از سقف قبلی (higher high) و هر کف بالاتر از کف قبلی (higher low) باشد. در روند نزولی، عکس این مطلب صادق است و سقف‌ها پایین‌تر از سقف قبلی (lower high) و کف‌ها پایین‌تر از کف قبلی (lower low) هستند. در روند ساید وی (رنج) معمولاً قیمت در یک کانال افقی گیر می‌کند. زمانی که حداقل دو سقف و دو کف در این کانال افقی قرار گرفته باشند، اصطلاحاً گفته می‌شود که قیمت رنج می‌زند.

در فصل سوم از خطوط روند و نحوه ترسیم این خطوط گفته‌ایم:

فصل پنجم – حمایت و مقاومت

یکی از ساده‌ترین و مؤثرترین روش‌ها برای انجام تحلیل تکنیکال، شناسایی مناطق حمایت و مقاومت است. از آنجایی که بازار ارزهای دیجیتال صرفاً محلی برای تبادل میان خریداران و فروشندگان است، حداقل از لحاظ تئوری با کاهش قیمت تقاضا افزایش می‌یابد و بالعکس. این اصل اساسی عمدتاً دلیل ایجاد سطوح حمایت و مقاومت است. بازار اغلب علاقه‌مند به خرید یا فروش با قیمت مشخص است که سطوحی را ایجاد می‌کند که عبور از آن‌ها دشوار است.

سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال

به زبان ساده، سطوح حمایت سطوحی هستند که از ریزش بیشتر قیمت جلوگیری کرده و در اصطلاح از قیمت حمایت کرده و آن را رو به بالا برمی‌گردانند. در مقابل، سطوح مقاومت سطوحی هستند که از رشد بیشتر قیمت جلوگیری کرده و در مقابل آن یک سد مقاومتی تشکیل داده و منجر به ریزش قیمت می‌شوند.

در مورد حمایت و مقاومت معمولاً از واژه سطح یا منطقه استفاده می‌شود، چرا که آن‌ها شامل یک قیمت خاص نیستند و باید به صورت یک محدوده در نظر گرفته شوند.

برای خواندن و یادگیری پیدا کردن سطوح حمایتی و مقاومتی در تحلیل تکنیکال، فصل پنجم را حتما بخوانید:

فصل ششم – الگوهای قیمتی

گفتیم که یکی از فرضیه‌های تحلیل تکنیکال این است که تاریخ تمایل دارد خودش را تکرار کند. د‌ر نمودارهای قیمت نیز الگوهای کلاسیک وجود دارند که بارها تکرار شده‌اند. در نتیجه، با شناخت و شناسایی این الگوها می‌توان امیدوار بود که بازار همان واکنش‌های قبلی را نشان دهد.

در مبحث الگوشناسی، الگوها شکل‌هایی در نمودار قیمت هستند که بازار پس از رسیدن به آن ها یکی از این دو واکنش را نشان می‌دهد: یا به روند قبلی خود ادامه می‌دهد یا اینکه روند قبلی را معکوس کرده و بازگشت می‌کند.

بدین ترتیب، سه دسته الگو داریم:

در الگوی ادامه‌دهنده اگر بازار در روند صعودی باشد احتمالاً به همین روند ادامه خواهد داد و برعکس. در الگوی بازگشتی، اگر بازار در یک روند صعودی باشد، پس از رسیدن به این الگو احتمالاً روند نزولی در پیش خواهد گرفت و بالعکس. اما در الگوهای خنثی ادامه حرکت قیمت مشخص نیست، هر دو سناریو (روند صعودی و نزولی) محتمل است و بستگی به دیگر عوامل دارد.

الگوهای قیمتی در تحلیل تکنیکال

توجه داشته باشید که الگوها هیچ‌گاه پیش‌بینی قطعی و دقیقی از آینده در اختیار ما قرار نداده و تنها قدرت پیش‌بینی ما را بالاتر می‌برند. بنابراین، شناسایی یک الگو دلیل بر قطعیت ادامه روند یا بازگشت آن نیست.

در فصل ششم به طور مفصل انواع الگوهای قیمتی را معرفی کرده‌ایم و به بررسی آنها پرداخته‌ایم:

فصل هفتم – الگوهای شمعی

در کنار الگوهای کلاسیک، الگوهای شمعی یا کندل استیک را داریم که در تکنیک پرایس اکشن به کار برده می‌شوند. این الگوها که به الگوی شمعی ژاپنی معروفند شامل الگوهای تک کندلی، دو کندلی و سه کندلی هستند که هر کدام اسامی خاص خود را داشته و به عنوان الگوهای صعودی، نزولی، ادامه‌دهنده و بازگشتی طبقه‌بندی می‌شوند.

الگوهای شمعی یا کندلی در تحلیل تکنیکال

در فصل هفتم به صورت کامل به بررسی انواع الگوهای شمعی پرداخته‌ایم:

فصل هشتم – شاخص‌ها (اندیکاتورها)

شاخص‌ها یا همان اندیکاتورها محاسبات خاصی بر اساس آمارهای مختلف، مانند قیمت و حجم هستند. اندیکاتورها معمولاً به صورت تصویری (خطوط، هیستوگرام‌ها و غیره) ارائه می‌شوند که به صورت خودکار به نمودار اضافه می‌شوند. در واقع، اندیکاتورها به عنوان ابزارهایی برای کمک به تریدرها برای خرید یا فروش طراحی شده‌اند. اندیکاتورهای بسیار زیادی وجود دارند و تریدرهای کوتاه مدت از آن‌ها به طور گسترده‌ای استفاده می‌کنند. در ضمن، هر فردی که به برنامه‌نویسی مسلط باشد می‌تواند برای اهداف مشخص، اندیکاتور خاص خودش را طراحی کند. بسیاری از این اندیکاتورها توسط طراحان آن‌ها به فروش می‌رسند.

اندیکاتورها معمولاً به چهار دسته تقسیم می‌شوند:

  1. اندیکاتورهای روندگرا
  2. اندیکاتورهای نوسانی (اسیلاتورها)
  3. اندیکاتورهای مومنتوم
  4. اندیکاتورهای حجمی

برخی از اندیکاتورها مخصوص بازارهای رونددار هستند. برخی در بازارهای رنج کاربرد دارند. برخی از آن‌ها قبل از به وقوع پیوستن قیمت، سیگنال خرید یا فروش صادر می‌کنند؛ به این اندیکاتورها اصطلاحاً پیشرو یا متقدم (Leading) گفته می‌شود. برخی نیز پس از آنکه قیمت شکل گرفت سگینال می‌دهند؛ این اندیکاتورها متأخر (laging) هستند. بنابراین، با توجه به این دسته‌بندی نیز آشنایی با انواع اندیکاتورها و کاربرد آن‌ها از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخودار است.

نکته مهم دیگر این است که برخی تریدرهای تازه‌کار گمان می‌کنند که هر چه از اندیکاتورهای بیشتری استفاده کنند در معاملات خود موفق‌تر خواهند بود. در حالی که این تفکر از اساس اشتباه است. استفاده از تعداد زیاد اندیکاتورها غالباً تریدر را سردرگم کرده و می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد. معمولاً پیشنهاد می‌شود حداکثر از سه یا چهار اندیکاتور به طور همزمان برای مطالعه بازار استفاده شود.

در فصل هشتم به بررسی شاخص‌‌های تکنیکال و انواع مختلف آن پرداخته‌ایم:

فصل نهم – محدودیت‌های تحلیل تکنیکال

فرضیه بازارهای کارا (EMH) یکی از فرضیات اصلی در تحلیل تکنیکال است. مفهوم بازار کارا بر این فرض استوار است که سرمایه‌گذاران در تصمیمات خرید و فروش خود تمام اطلاعات مربوط را در قیمت سهام لحاظ خواهند کرد. در واقع، در بازار کارا اطلاعات سریعاً بر قیمت تأثیر می‌گذارند.

با این حال، اشکالی که به این فرضیه وارد شده این است که ممکن است بازار کارآ باشد، اما تمام اطلاعات در قیمت گذشته و حال موجود نبوده و حرکات قیمت‌ می‌تواند بصورت تصادفی باشد.

انتقاد دیگر به تحلیل تکنیکال این است که تاریخ دقیقاً تکرار نمی‌شود، بنابراین مطالعه الگوی قیمت چندان مورد اطمینان نبوده و می‌توان آن را نادیده گرفت. به نظر می‌رسد بررسی تصادفی قیمت‌ها مدل بهتری ارائه کند.

سومین انتقاد از تحلیل تکنیکال این است که تنها در برخی موارد کار می‌کند. به عنوان مثال، بسیاری از تریدرهای تکنیکال سفارش استاپ لاس را زیر میانگین متحرک 200 روزه ثبت می‌کنند. اگر تعداد زیادی از تریدرها این کار را انجام داده باشند و سهام به این قیمت برسد، تعداد زیادی سفارش فروش وجود خواهد داشت که قیمت سهام را به سمت پایین سوق داده و حرکت پیش بینی شده توسط معامله‌گران را تأیید خواهد کرد.

سپس، سایر معامله‌گران کاهش قیمت را مشاهده کرده و آن‌ها هم پوزیشن‌های فروش باز کرده و قدرت روند را تقویت می‌کنند. این فشار فروش کوتاه مدت است، اما تأثیر چندانی در تعیین قیمت دارایی در هفته‌ها یا ماه‌های بعد نخواهد داشت. در مجموع، اگر تعداد کافی از افراد از سیگنال‌های یکسان استفاده کنند، می‌توانند باعث حرکت پیش بینی شده توسط آن سیگنال شوند، اما در طولانی مدت، این گروه از معامله‌گران نمی‌توانند قیمت را هدایت کنند.

به تمام این محدودیت‌ها باید این نکته را هم اضافه کرد که تحلیل تکنیکال یا هر تحلیل دیگری همیشه با دنیای احتمالات سرو کار دارد. بنابراین، در هیچ تحلیلی هیچگاه قطعیت وجود ندارد. در فصل آخر به صورت مفصل به بررسی محدودیت‌‌های تحلیل تکنیکال پرداخته‌ایم


سوالات پرتکرار تحلیل تکنیکال


تحلیل تکنیکال مخصوص معامله‌گران بزرگ است یا خرد؟

اینکه بگوییم تحلیل تکنیکال تنها مخصوص تریدرهای کوچک و خانگی است صحت ندارد. تحلیلگران بزرگی وجود دارند که با تحلیل‌های خود دنیایی را انگشت به دهان گذاشته‌اند. پائول تئودور جونز، ریچارد دنیس و جان بولینگر از جمله افرادی هستند که اغلب تحلیل‌های درستی داشته‌ و معامله‌گران موفقی بوده‌اند.

همچنین، بسیاری از شرکت‌های بزرگ سرمایه‌گذاری افرادی را به عنوان تحلیل‌گر و استراتژیست استخدام می‌کنند. این موضوع نشان می‌دهد که تحلیل تکنیکال جایگاه ویژه‌ای در میان سرمایه‌گذاران بزرگ دارد.

درصد موفقیت تحلیل تکنیکال چقدر است؟

نکته بسیار مهمی که باید به آن توجه داشت این است که درصد موفقیت در یک معامله تنها به دانش تریدر در مورد تحلیل تکنیکال یا هر تحلیل دیگری وابسته نیست. شاید مهم‌تر از آن روانشناسی بازار و مدیریت ریسک و سرمایه باشد. لذا، این سه فاکتور در کنار هم می‌توانند موفقیت بالایی را برای یک تریدر رقم بزنند.

بسیاری از افرادی که در کار خود موفق نشده‌اند تقصیر را به گردن تحلیل تکنیکال می‌اندازند، اما موفقیت‌های چشمگیر بسیاری از تحلیلگران نشان می‌دهد که اشکال از تحلیل تکنیکال نیست بلکه از جای دیگر است.

آیا یادگیری تحلیل تکنیکال ساده و سریع است؟

شاید در ظاهر اصول تحلیل تکنیکال ساده به نظر برسد. برخی افراد گمان می‌کنند که با چندین ساعت آموزش می‌توانند به اصول تحلیل تکنیکال مسلط شوند. اما تجربه نشان داده که تحلیل تکنیکال نیازمند ساعت‌ها مطالعه و تمرین مداوم است. یک تریدر باید حداقل صد معامله موفق داشته باشد تا بتواند اداعا کند کمی به تحلیل تکنیکال مسلط است.


کلام آخر


هر دو تحلیل تکنیکال و فاندامنتال بخشی از کل بازار ارزهای دیجیتال برای درک بهتر نقاط ایده‌آل ورود و خروج برای معامله و سرمایه‌گذاری هستند.

طرفداران تحلیل تکنیکال بر این باورند که اخبار فاندامنتال اخبار کهنه‌ای هستند که همیشه دیر به دست افراد معمولی می‌رسند. طرفداران تحلیل فاندامنتال نیز بر این باورند که تنها اخبار در این تحلیل مؤثر نیستند. یک تریدر برای انتخاب یک پروژه و شروع سرمایه‌گذاری باید اصول بنیادین و فاندامنتال‌های آن را بررسی کند. به ویژه در مورد بازار ارزهای دیجیتال که هنوز به بلوغ نرسیده و هنوز با یک خبر نوسانات زیادی را تجربه می‌کند، توجه به اخبار فاندامنتال خالی از لطف نیست.

با توجه به این نکات، برای یک معامله  بیت کوین و یا دیگر ارزهای دیجیتال توصیه می‌شود هر دو تحلیل مورد بررسی قرار گیرند. با این تفاسیر، هر کدام از این دو دسته تحلیلگر بهتر است نیم نگاهی به دسته دیگر هم داشته باشند.

بنابراین، به جای اینکه شاهد جنگ و ستیز میان طرفداران این دو دسته تحلیل باشیم، بهتر است این دو را مکمل یکدیگر فرض کرده و برای داشتن تریدهای پرسود از مزایای هر دو روش بهره ببریم.

شما طرفدار کدام روش تحلیلی هستید؟ تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال؟ آیا با این روش‌های تحلیل آشنایی دارید؟ از کدامیک در معاملات خود استفاده می‌کنید؟ نظرات و تجربیات خود را از طریق سایت کوین نیک مارکت با ما و دوستانتان به اشتراک بگذارید. با دنبال کردن شبکه‌های اجتماعی کوین نیک مارکت در تلگرام، اینستاگرام و توییتر نیز می‌توانید اخبار روز ارزهای دیجیتال را پیگیری کنید.

 

 

خروج از نسخه موبایل